تسلیت کوچ استاد مسعود بختیاری
فقدان استاد مسعود بختیاری را به جامعه هنری وموسیقی ایران بویژه ایل بختیاری تسلیت عرض می نماییم
تسلیت کوچ استاد مسعود بختیاری
فقدان استاد مسعود بختیاری را به جامعه هنری وموسیقی ایران بویژه ایل بختیاری تسلیت عرض می نماییم
بازنگری چند واژه موسیقایی
بقلم : فرهاد مشتاق
همانگونه که می دانیم واژه ها هم دارای بار معنایی و هم معرف کلیت یک موضوع و مطلب هستند و بر اساس مؤلفه هایی بوجود آمده اند که بیانگر تمام ویژگیهای آن موضوع باشند . بکارگیری برخی از واژه های موسیقی توسط دست اندرکاران این هنر سبب شده که بطور عمده این واژه ها به عمد یا غیر عمدی کمتر در جایگاه واقعی و شایسته خود بکارگرفته شوند و این قضیه باعث مخدوش شدن مرزهای حقیقی این واژه ها گردیده است . در این آشفته بازار واژه ای که بیشتر مورد دستبرد و دستمالی و کاسبی قرارگرفته است « آهنگساز » است که اسم فاعل آهنگسازی است . آهنگساز ( composer ) کسی است که به تمام علوم آهنگسازی ازجمله : ساز شناسی – کنترپوان – هارمونی – ارکستراسیون (ساز بندی) – سبک شناسی – تاریخ و سیر تکاملی موسیقی– سلفژ ( سرایش ) - وزن شناسی – زبان شناسی و سایر علوم مرتبط و حتی فرهنگ شناسی بومی وقوف داشته باشد و خود به نواختن حداقل یکی از سازهای ملی سرزمین خود وهمچنین یک سازجهانی تبحرکامل و عالی داشته باشد و ضمن آگاهی به موسیقی جهان و وقوف به این علوم و دانسته ها از ذوق سرشار و خلاقیت بالای هنری بهر ه مند باشد . بعبارت دیگر علوم آهنگسازی به معنی بکارگیری تمام تکنیکها و توانمندیهای علوم ذکر شده البته با ذوق و احساس و خلاقیت و نوآوری آهنگساز است که موجب آفرینش ملودی جدید و گشایش روزنه ای نو در افق این راه میگردد .درحالی که هر نوازنده ای با کمترین اطلاع از تاریخ و مفاهیم و معارف دانش و حکمت موسیقی و حتی کمترین توانایی نوازندگی در ساز مورد علاقه خود و حتی با کمترین زمان اشتغال به این امر از واژه آهنگساز استفاده می کند و این صفت برجسته را به خود نسبت می دهد . این رویکرد مغلطه آمیز نه تنها در استان لرستان رایج گردیده بلکه در سراسر کشور نیز رواج دارد و حتی دامان خوانندگان ریز و درشت این مرز و بوم را گرفته و آنان را مقادیر زیادی متوهم نموده است . وخامت اوضاع تابه حدی است که نوازندگان ،خوانندگان ، هنرجویان و هنرمندان ! و شاعران با گشودن دیوان اشعار با پیروی از وزن شعرها خود را آهنگساز فرض نموده و با جابجایی جملات آثار گذشته به آهنگسازی !!! مشغول گردیده اند . این نقیصه حتی دامنگیر شعر نو نیز شده است و در مواردی آهنگسازان !!! نوجو و حتی کهنه کار وزن هایی به وزن اشعار نو می افزایند . هر چند این ساخت و سازها در شعر نو دشوارتر از شعر کهن است و این معلول آزاد بودن وزن شعر نو که بطور عمده از قید وزن و قافیه آزاد است و در این میان نوازنده که حتی به وقوف کاملی از ساز خود دست نیافته و حتی رپرتوار (مجموعه آثار) ساز خود را تجربه و درک نکرده و حتی از سیر تکوینی و تکاملی سازخود بی اطلاع است و بویژه از سیر تکامل شعر و ترانه آگاه نیست با چندین مشکل دست به گریبان شده و در نهایت در این کارزار به ظاهر ساده و سود آور ، موفق به سرهم سازی قطعه ای باکلام می شود که عمر ماندگاری آن کمتر از یک هفته است و سازنده آنرا معلول کم اطلاعی مخاطبان پنداشته که از درک این پدیده عجیب الخلقه ناتوانند . کار این هنرمندان هنگامی دیدنی تر و دشوارتر می شود که علاوه بر آهنگسازی به درجه والای تنظیم کنندگی و سرپرستی و رهبری گروه و نوازندگی چندین ساز و ناظر ضبط و... نائل می آیند و یک تنه زحمت یک ارکستر!!! رامی کشند و به چندین منصب و پست هنری و غیر هنری آراسته می گردند . در این نمونه های صوتی که به فراوانی و با بودجه بیت المال و ... تولید می شوند امکان کشف و شنیدن هرگونه صدایی برای مخاطب فراهم است . در این نمونه های صوتی و تصویری علاوه بر مخدوش نمودن موسیقی بومی و آیین ها و رقص ها با بکارگیری ناآگاهانه سازهای بی ربط با فرهنگ و زبان و بیان خود و حتی ساز بندی و ریتم های دیگر نواحی و سایر ملل از تمام امکانات صوتی موجود و دم دست برای شیرین کاری و خوش مزه کردن آن در جهت فروش بیشتر این کالاکوشش میشود . این همه آشفتگی حاصل نبودن تعریفی دقیق و مشخص از این موسیقی و مخدوش شدن مرز نوازنده – آهنگساز – تنظیم کننده – پژوهشگر- مدرس – سخنران و سایر حرفه های مشابه است . بی گمان در این آشفته بازار علاوه بر نبود منتقد هنری و کم اطلاعی مردم از موسیقی مناسب و هنری بی توجهی و عدم نظارت و تساهل و برخورد غیر تخصصی و نداشتن کارشناس آگاهانه و ناآگاهانه سازمانهای مرتبط علت اصلی ادامه این روند و اشتباهات تاریخی است که موجب نزول شأن موسیقی شده و می شود . هشدار این خطر ضروری است که ادامه این روند نه تنها به پیکر موسیقی آسیب خواهد زد بلکه نابودی آنرا بعنوان مهمترین مشخصه فرهنگ لرستان به دنبال خواهد داشت . تنها راه نجات این هنر برخورد تخصصی در کنار منتقدان آگاه و بی طرف هنری البته با نظارت کارشناسانه است که به تعالی شعور هنری مردم و رشد این هنر کمک خواهد کرد و دست سوداگران و کاسبان این هنر را کوتاه خواهد نمود .