تبليغاتX
آموزشگاه موسیقی مشتاق-درجه 1

تسلیت کوچ استاد مسعود بختیاری

فقدان استاد مسعود بختیاری را به جامعه هنری وموسیقی ایران بویژه ایل بختیاری تسلیت عرض می نماییم

+ نوشته شده توسط فرهاد مشتاق در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 1:48 بعد از ظهر |

بازنگری چند واژه موسیقایی

بقلم : فرهاد مشتاق

همانگونه که می دانیم واژه ها هم دارای بار معنایی و هم معرف کلیت یک موضوع و مطلب هستند و بر اساس مؤلفه هایی  بوجود آمده اند که بیانگر تمام ویژگیهای آن موضوع باشند . بکارگیری برخی از واژه های موسیقی توسط دست اندرکاران این هنر سبب شده که بطور عمده این واژه ها به عمد یا غیر عمدی کمتر در جایگاه واقعی و شایسته خود بکارگرفته شوند و این قضیه باعث مخدوش شدن مرزهای حقیقی این واژه ها گردیده است . در این آشفته بازار واژه ای که بیشتر مورد دستبرد و دستمالی و کاسبی قرارگرفته است «  آهنگساز » است که اسم فاعل آهنگسازی است . آهنگساز ( composer ) کسی است که به تمام علوم آهنگسازی ازجمله : ساز شناسی – کنترپوان –  هارمونی –  ارکستراسیون (ساز بندی) –  سبک شناسی –  تاریخ و سیر تکاملی موسیقی–  سلفژ ( سرایش ) - وزن شناسی – زبان شناسی و سایر علوم مرتبط و حتی فرهنگ شناسی  بومی  وقوف داشته باشد و خود به نواختن حداقل یکی از سازهای ملی سرزمین خود وهمچنین یک سازجهانی تبحرکامل و عالی داشته باشد و ضمن آگاهی به موسیقی جهان و وقوف به این علوم و دانسته ها از ذوق سرشار و خلاقیت بالای هنری بهر ه مند باشد . بعبارت دیگر علوم آهنگسازی به معنی بکارگیری تمام تکنیکها و توانمندیهای علوم ذکر شده البته با ذوق و احساس و خلاقیت و نوآوری آهنگساز است که موجب آفرینش ملودی جدید و گشایش روزنه ای نو در افق این راه میگردد .درحالی که هر نوازنده ای با کمترین اطلاع از تاریخ و مفاهیم و معارف دانش و حکمت موسیقی و حتی کمترین توانایی نوازندگی در ساز مورد علاقه خود و حتی با کمترین زمان اشتغال به این امر از واژه آهنگساز استفاده می کند و این صفت برجسته را به خود نسبت می دهد . این رویکرد مغلطه آمیز نه تنها در استان لرستان رایج گردیده بلکه در سراسر کشور نیز رواج دارد و حتی دامان خوانندگان ریز و درشت این مرز و بوم را گرفته و آنان را مقادیر زیادی متوهم نموده است . وخامت اوضاع تابه حدی است که نوازندگان ،خوانندگان ، هنرجویان و هنرمندان ! و شاعران با گشودن دیوان اشعار با پیروی از وزن شعرها خود را آهنگساز فرض نموده و با جابجایی جملات آثار گذشته به آهنگسازی !!! مشغول گردیده اند . این نقیصه حتی دامنگیر شعر نو نیز شده است و در مواردی آهنگسازان !!! نوجو و حتی کهنه کار وزن هایی به وزن اشعار نو می افزایند . هر چند این ساخت و سازها در شعر نو دشوارتر از شعر کهن است و این معلول آزاد بودن وزن شعر نو که بطور عمده از قید وزن و قافیه آزاد است و در این میان نوازنده که حتی به وقوف کاملی از ساز خود دست نیافته و حتی رپرتوار (مجموعه آثار) ساز خود را تجربه و درک نکرده و حتی از سیر تکوینی و تکاملی سازخود بی اطلاع است و بویژه از سیر تکامل شعر و ترانه آگاه نیست با چندین مشکل دست به گریبان شده و در نهایت در این کارزار به ظاهر ساده و سود آور ، موفق به سرهم سازی قطعه ای باکلام می شود که عمر ماندگاری آن کمتر از یک هفته است و سازنده آنرا معلول کم اطلاعی مخاطبان پنداشته که از درک این پدیده عجیب الخلقه ناتوانند . کار این هنرمندان هنگامی دیدنی تر و دشوارتر می شود که علاوه بر آهنگسازی به درجه والای تنظیم کنندگی  و سرپرستی و رهبری گروه و نوازندگی چندین ساز و ناظر ضبط و... نائل می آیند و یک تنه زحمت یک ارکستر!!! رامی کشند و به چندین منصب و پست هنری و غیر هنری آراسته می گردند . در این نمونه های صوتی که به فراوانی و با بودجه بیت المال و ... تولید می شوند امکان کشف و شنیدن هرگونه صدایی برای مخاطب فراهم است . در این نمونه های صوتی و تصویری علاوه  بر مخدوش نمودن موسیقی بومی و آیین ها و رقص ها با بکارگیری ناآگاهانه سازهای بی ربط با فرهنگ و زبان و بیان خود و حتی ساز بندی و ریتم های دیگر نواحی و سایر ملل از تمام امکانات صوتی موجود و دم دست برای شیرین کاری و خوش مزه کردن آن در جهت فروش بیشتر این کالاکوشش میشود . این همه آشفتگی حاصل نبودن تعریفی دقیق و مشخص از این موسیقی و مخدوش شدن مرز نوازنده – آهنگساز – تنظیم کننده – پژوهشگر- مدرس – سخنران و سایر حرفه های مشابه است . بی گمان در این آشفته  بازار علاوه بر نبود منتقد هنری و کم اطلاعی مردم از موسیقی مناسب و هنری بی توجهی و عدم نظارت و تساهل و برخورد غیر تخصصی و نداشتن کارشناس آگاهانه و ناآگاهانه  سازمانهای مرتبط  علت اصلی ادامه این روند و اشتباهات تاریخی است که موجب نزول شأن موسیقی شده و می شود . هشدار این خطر ضروری است که ادامه این روند نه تنها به پیکر موسیقی آسیب خواهد زد بلکه نابودی آنرا بعنوان مهمترین مشخصه فرهنگ لرستان به دنبال خواهد داشت . تنها راه نجات این هنر برخورد تخصصی در کنار منتقدان آگاه و بی طرف هنری البته با نظارت کارشناسانه است که به تعالی شعور هنری مردم و رشد این هنر کمک خواهد کرد و دست سوداگران و کاسبان این هنر را کوتاه خواهد نمود .              

+ نوشته شده توسط فرهاد مشتاق در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 1:35 بعد از ظهر |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس