موسیقی و قلم
( بمناسبت روزقلم)
نوشته : فرهاد مشتاق – کارشناس موسیقی
14 تیرماه روز قلم است تقویم رسمی کشور این را می گوید . البته همه به این نکته اذعان دارندکه هر روز روز قلم است و شاید نیازی به توضیح بیشتری نباشد . اختصاص دادن یک روز خاص بنام موضوعی خاص و یا چهره ای برجسته در تقویم رسمی کشور نشان از اهمیت آن موضوع دارد مثل روز قلم- روز سینما – روز موزه – روز حافظ – روز فردوسی و روزهای مهم دیگر که سمبولیک بنام رشته یا شخصیتی برجسته نام گذاری شده است اما در این میان موسیقی که همیشه هنری مظلوم بوده بدون روز مانده است و جایی در تقویم ندارد هر چند که جایگاهی ویژه و انکار ناپذیر در تقویم ذهنی همه ما ایرانیان داشته و دارد . با وجود اینکه موسیقی یکی از مقولات مهم هنری است و قدمت و اهمیتی که در تمدنها دارد برای همه ملت ها محرز است اما هنوز روزی بنام موسیقی در تقویم ایران درج و ثبت نشده است . البته در این چند سال اهالی موسیقی 9 مهر را به عنوان روز موسیقی گرامی می دارند و با اجرای برنامه ها و کنسرت ها این روز را جشن می گیرند . امیدواریم که روزی شاهد ثبت و اعلام روز موسیقی در تقویم رسمی کشورمان باشیم تا آن زمان به دلیل پیوستگی و امتزاج موسیقی با شئونات زندگی نه تنها روزهای مهمی همچون روز حافظ- روز سعدی – روز فردوسی – روز عطار-روز ادب –روز طبیعت و بقیه روزهای مهم را مرتبط با موسیقی میدانیم بلکه هر روز را بایستی روز موسیقی و شعر و ترانه و هنر انگاشت چون هیچ روزی در زندگی ما نیست که بدون ارتباط با این مقوله ها سپری شود . در درازانای تاریخ قلم همزاد و همسایه همه مقولات و معارف بشری بوده و هست . این ارتباط و نیاز دوجانبه و دیرینه شامل موسیقی نیز شده و از دیرباز تاکنون ارتباط دیرینه ای با موسیقی داشته و دارد . از قدیم تاکنون موسیقی در ایران جایگاه ویژه ای در میان عام و خاص داشته و موضوع جالب و ارزنده ای برای پژوهش در نزد حکیمان بوده و هست . پیوند شعر و موسیقی و ارتباط ارگانیک آن با ادبیات نشانگر دوستی و پیوند دیرینه موسیقی و قلم است و موسیقی در نگاه حکیمان و اندیشمندان و فلاسفه یکی از فصل های مهم جستارها و رسالات علمی و فلسفی بوده است . ارسطو نیز در دسته بندی علوم و فلسفه موسیقی را در قسمت فلسفه نظری لحاظ نموده و آنرا زیر مجموعه ریاضیات دانسته است . فارابی فیلسوف قرن 4 هجری کتابی مستقل و جامع بنام « الموسیقی الکبیر» نوشته که دارای فصل ها و مباحث مفصلی در مورد علم موسیقی- سازها- دستان بندی- تقسیمات و نسبت ها و سایر مقوله های سودمند موسیقی دارد . عنوان کتاب نشانگر اهمیت موسیقی در نزد فیلسوفی است که به « فیلسوف ثانی » معروف گردیده است . سایر فلاسفه و اندیشمندان نیز هر کدام به فراخور زمان و اقتضای عصر خود به موسیقی پرداخته اند و حتی برخی از این بزرگان همچون بوعلی سینا موسیقی را علم آخر یا نهایت علوم دانسته اند. خوشبختانه این روزها نوشتن و اندیشیدن در حوزه موسیقی از اعتبار و رشد خوبی برخوردار شده است و موسیقی به عنوان مقوله ای قابل اعتنا مطرح شده که جای امیدواری دارد . رویکرد پژوهشی به موسیقی و تلاشهای محققان و پژوهشگران باعث تولد استیل های پژوهشی جدید و انتشار کتابها و مقالات ارزنده ای شده که آینده روشنی را برای موسیقی این سرزمین رقم خواهد زد . ارتباط موسیقی با قلم و همزیستی این دو پدیده از دیرباز تاکنون ادامه داشته و خواهد داشت . هر چند در دوره هایی از تاریخ به دلایل سیاسی ، اجتماعی و شاید اقتصادی ارتباط دیرینه قلم و موسیقی گسسته شد اما با تلاش هنرمندان و نوازندگان دوره گرد و نقالان و دراویش شب گرد و زمزمه مردم به عنوان خاطره قومی و میراث ملی استمرار یافت . موسیقی در برش هایی از زمان حیات خود حضور و حیاتی غیر علنی اما زنده داشته و سرگذشت دشوار و عبرت آموزی را پس پشت نهاده و گردنه های صعب و دشواری را گذرانده و سینه به سینه تابه امروز بدست ما رسیده است . حیات این هنر کهن را باید مدیون تلاش هنرمندان نامی و گمنام این هنر دانست که با حنجره و ساز و سرود و زمزمه خود این هنر دیرینه و مانا را سینه به سینه به نسلهای بعد به ودیعه سپرده اند . امروزه که از تلاطم ها و مشکلات موسیقیدانان اندکی کاسته شده و ارتباطات و آگاهی های جهانی گسترش چشمگیری داشته فرصت هایی برای قلم زدن و پرداختن به مقوله موسیقی فراهم آمده شاهد تولد نسل جدیدی از موسیقیدانان هستیم که علاوه بر نواختن و سرودن و تولید نمونه های صوتی اندیشیدن در حوزه موسیقی را ضرورتی انکار ناپذیر می دانند و پاسخ پرسشهای قرناقرن ذهن کنجکاو و هنر آفرین مردم و فرزندان ایران زمین را در آن جستجو می کنند . موسیقی ایران ( محلی – سنتی و ... ) دارای مضامین و موضوعات متنوع و کاوش نشده ای است که هم ارزش پژوهش دارند و هم همزیستی و نیاز موسیقی و قلم را اعتبار می بخشد و نویدبخش این واقعیت است که تا موسیقی ایرانی وجود دارد نوشتن و خواندن و اندیشیدن در گستره پهناور آن امکان پذیر و ضرورتی قابل تأمل است/.


